حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
508
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
[ ( ل ) ] لاهوت : از لهت ، اصل آن « لاه » ، « وله » و « نألّه » است . منظور خداوند ، عالم غيب ، جهان معنوى در برابر ناسوت كه طبيعت و جهان مادى است . حيات سارى در ممكنات است . لحظ : به گوشهء چشم نگريستن ، توجه دل به امور غيبى است كه براى او آشكار مىشود . ديد چشم دل است . لطف : نرمى و نازكى در كار . آنچه بنده را به طاعت حق نزديك كند و از معاصى دور كند . تربيت عاشق از سوى معشوق به سمت رفق و مدارا و مواسات تا اينكه توان آن جمال در نهايت كمال براى او حاصل گردد . لطيف لوح انوار : سين ياسين و موسى لوح انوار حقيقت است و از مو به حق نزديكتر است . لوح محفوظ : لوح در لغت به معناى صفحه ، صحيفه ، از لاح يلوح به معناى ظاهر شدن . لاح البرق ، برق نمايان شد . نام آلتى از آلات ساعات ، تختهء كشتى ، تختهء كتف ، استخوان پهن يا چوب كه در گذشته روى آن مىنوشتند . محل قدر و تعيين اندازه و حدود وجودى اشياء است . مرتبهء الوهيت و حضرت علم و امكان و به اعتبار احاطهاش بر نفوس و ارواح كه مؤثر در جميع مراتبند ، يعنى نفس كلّى . * * * [ ( م ) ] مالك متدّبر : عقل كلى ، يا روح كلى ، يا قلب كل يا ملك الهام است . محبّت : از « حب » به معنى دوستى است . ميل و جذب به هر چيزى است كه لذتبخش و ملايم با ادراك يا سبب بقاء و كمال باشد . در نزد صوفيه محبت ، غليان دل در اشتياق لقاء محبوب است كه موجب محو محب مىشود . شبلى گويد : محبت همه وجود را محو گرداند و رنگ خود بخشد به شرط آنكه حالى مستقر گردد . ابتداى محبت موافقت است ، دوم ميل ، سوم مؤانست ، چهارم مودت ، پنجم هوى ، ششم خلت ، هفتم محبت ، هشتم شغف ، نهم تيم ( غمخوارى ) ، دهم وله ، در آخر عشق . « 1 »
--> ( 1 ) . مجمع السلوك ، ص 274 .